متی ترانا و نراک
وقتش فرا رسیده که آیا ببینمت؟
جایی به من نشان بده آنجا ببینمت
باید که وا کنم ز دل خود کلاف را
با چشم زرشناس زلیخا ببینمت
گیرم تو را به دست خود انداختم به چاه
دستم تهی است راه بده. تا ببینمت
ای کاش می شد از نفست پر درآورم
شاید کنار گنبد خضرا ببینمت
یا آنکه پشت پنجره فولاد در بقیع
روزی کنار مضجع زهرا ببینمت
یا در کنار قبر امامان بی حرم
بنشینی و ، بیایم و آقا ببینمت
روزی که آمدم به زیارت سوی عراق
گفتم خدا کند که من اینجا ببینمت
یا در کنار مضجع شش گوشه ی حسین
یا در کنار مرقد سقا ببینمت
از کوفه می روم به نجف جانب حرم
شاید کنار حضرت مولی ببینمت
رفتم به کاظمین و پس از آن به سامرا
هرجا که سر زدم نشد اما ببینمت
با هر نفس که می کشم آیم به سوی مرگ
بگذار این دو روزه ی دنیا ببینمت
:: موضوعات مرتبط: دیوان شعر مسعود اسدی، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
شهادت حضرت زهرا...
ما را در سایت شهادت حضرت زهرا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 189 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:05